به كجا چنين شتابان
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر ! اما تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
اثر به ياد ماندني استاد شفيعي كدكني دکتری, 1348, زبان و ادبیات فارسی, ادبیات و علوم انسانی
اين اثر به نظرم از الهامات شاعر است هر وقت بخواني تازه است ناب است حس اولين بار خواندن هميشه با توست حسي كه تو را به عالم شاعر مي برد شعر مي شوي در لحظه همپاي شعر قدم برميداري با شعر به پرواز در ميايي زندگي در كل يعني شعر وشعر.......
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۷ ساعت 14:38 توسط فاطمه مددي
|
سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند