حکمتت چه زیباست

امروزخدا را صدا زدم بی آنکه گله ای کنم خدا را صدا زدم بی انکه چیزی بخواهم فقط برای حکمت زیبایش حکمتی که او می داند ومن حیران آن حکمت بی آنکه بگویم چرا گفتم شکرت برای حکمتت چه زیبا همه چیز را نقش می زنی در جای جای دلم حکمت هایت چه زیبا می نشیند تو می دانی از کدامین حکمت هایت میگویم وهمین مرا بس  مرا بس.......

امروز دریچه دلم را چه زیبا گشودی به روی رقص برگهای رنگ رنگ پاییزی که رقصان به دنبال معبودی شتابان خود را بر زمین می زنند تا فرشی زیبا برای گذر عابدت به نمایش گذارند..... 

معبودم حکمتت را ارج می نهم وشاکرم برای تقدیری که با حکمتت برایم سرودی.....

به كجا چنين شتابان

 

         به کجا چنین شتابان ؟

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا

هوس سفر نداری

ز غبار این بیابان ؟

 همه آرزویم اما

 چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان ؟

به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

سفرت به خیر !‌ اما تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

 برسان سلام ما را      

اثر به ياد ماندني استاد شفيعي كدكني دکتری, 1348, زبان و ادبیات فارسی, ادبیات و علوم انسانی

اين اثر به نظرم از الهامات شاعر است  هر وقت بخواني تازه است ناب است حس اولين بار خواندن هميشه با توست حسي كه تو را به عالم شاعر مي برد  شعر مي شوي در لحظه همپاي شعر قدم برميداري با شعر به پرواز در ميايي زندگي در كل يعني شعر وشعر.......

 

حيران

 حيران

گردنه حیران در مسیر آستارا به نمین اردبیل قرار گرفته. فاصله این جاده تا اردبیل ۴۵ دقیقه است. در حقیقت حیران، اسم روستایی‌ست در آستارا که از سه روستای حیران سفلی، حیران وسطی و حیران علیا تشکلیل شده و همه اینها در منتهی‌الیه استان گیلان قرار دارند، قسمتی که با استان اردبیل همجوار است. اسمش هم شاید به دلیل منظره‌های دیوانه‌کننده‌اش باشد.

منطقه حیران از یکسو مشرف به کوه‌هایی‌ست پوشیده از جنگل‌های انبوه و از سوی دیگر مشرف به دره‌ای که به خاطر وجود مه همیشگی گردنه، آدم فکر می‌کند خیلی عمیق است، در صورتی که نه خود این منطقه عمق زیادی دارد و نه دره‌اش.گردنه‌، ۳۵ کیلومتر طول دارد که خودش هم مثل اسمش آدم را حیران می‌کند، می‌شود.

در پاییز درخت‌های این منطقه به رنگ‌های فوق العاده زيبايي درمی‌آیند. در زمستان به دلیل وجود مه زیاد و بارش سنگین برف، گردنه حیران بسته می‌شود.......

آستارا

بندرآستارابازار بزرگ آستارا

آستارا در قلب تالش، بین رشته‌کوه‌های سر به فلک‌کشیده و دریای خزر در شمال استان گیلان جای گرفته است. در کوچه پس کوچه‌های آستارا که قدم بزنید، متوجه سقف سفالی خانه‌های آن خواهید شد که جنبه تزئینی دارند و از نظر معماری نیز باعث می‌شوند که دمای خانه‌ها در فصل تابستان خنک‌تر از سقف‌های شیروانی شهرهای دیگر باشد. آستارا دارای جاذبه‌های طبیعی زیبا و بکر نظیر کوه، جنگل، دریا و برکه است و همچنین دارای مراکز خرید و بازارهای معروفی است.

بزرگترين بازار ساحلی در آستارا یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری استان گیلان و از معروف‌ترین بازارهای ایران است که در میان مردمان محلی آستارا با نام «بساط» شناخته می‌شود.

صومعه سرا

بازار روز صومعه سراصومعه سرا

صومعه سرا شهری در ۲۵ کیلومتری غرب شهرستان رشت است. از شمال به بندر انزلی، از شرق به رشت و شفت ، از غرب ب رضوان شهر و ماسال و از جنوب به فومن مرتبط است . محصولات عمده این شهرستان برنج و چای و نیشکر و کرم ابریشم و چوب صنعتی صنوبر است.
شهرستان صومعه سرا از شهرستان‌هایی است که در غرب گیلان واقع شده واز شمال به بندرانزلی و از جنوب شهرستان فومن و از شرق به شهرستانهای رشت و شفت و از غرب به شهرستانهای ماسال ورضوانشهر محدود است

ماسوله

ماسوله

در ماسوله تا دلت بخواهد خانه هایی ساده در دل کوهپایه ای سرسبز با چیدمانی نامنظم ولی هنرمندانه بر روی هم انباشته شده اند تا گردشگران و مسافرانی که قدم در این شهر توریستی- تاریخی نهاده اند از طریق پله هایی باریک و باصفا به اوج آسمان برسند، جایی که می توان ابرها را از نزدیک دید و لمس کرد.

بندر انزلي

بندر انزليآكواريوم انزلي

 سلام دوستان چند روزي نبودم مسافرت پاييزي چنان دلپذير است كه هرچقدر بگويم كم است زيبايي هاي كوهستانها جاده هاي همچون مار شمال كه گويي ماشينها را مي بلعد ولي افسوس كه حيف دست ساخته هاي بشري بكري طبيعت را از بين برده است سفرم از اروميه به بندر انزلي از جاده بسيار زيباي حيران بود توفقي در صومعه سراي دلنشين داشتيم بهمراه سيلاب هاي خروشان وفردايش به همراه باران دلچسب راهي انزلي بندر تجاري شديم ودر دهكده ساحلي چند روزي ماندگارشديم وز جاهاي ديدني بازديد كرديم منجمله ساحل آرام بخش ،تلاب انزلي  مجتمع تجاري و ویکی از بهترین جاذبه های گردشگری انزلی، بزرگ ترین مجموعه تفریحی و گردشگری آکواریوم و باغ خزندگان است

شهر زيباي رشت راهم گشتيم ودر برگشت از شهر بسيار زيبا و تاريخي ماسوله ديدمن كرديم كه هرچقدر از زيبايي هايش بگويم كم است ...

دو روز هم در آستارا مانديم كه داراي بازارهاي وسيع وزيادي است كه اين دفعه اهالي باكوي روسيه براي خريد بيشتر به چشم ميخوردند ساحل  استارا هم حرفها برا گفتن دارد....

من و باران وشمال

از زیبایی های خطه سر سبز شمال کشورمان هرچقدر بگویم کم گفته ام همه چیز را قبل از من شاعران به زیبایی آفریده اند اما من هم میخواهم بگویم از بارش سیل آسای باران بارانی که با رقص مستانه اش شلاق وار بر شیشه های ماشین می کوبید گویی می خواست هنر نمایی های خود را به رخم بکشد ومن غرق این رقص دیوانه وار مستانه بودم جایی دیده نمی شد پشت سرمان را درهم کوبیده بود دریا را سیراب کرده بود وخشمش را برانگیخته ودریا دلش را باز کرده وباعث شده بود تا رودها هم پر شوند وطغیان کنند وبه دنبال طعمه چندین ماشین را در خود جای داده بودند ....

گاهی در کنار زیباییها شاهد خشونت طبیعت هم هستیم سفر این دفعه من همراه سیل خروشان بود منتها بعد از اینکه ما رد می شدیم آب خروشان رودخانه ها مسیرها را مسدود می کردند به نظر ما را دنبال می کردند .....

نمی توانم حالم را موقعی که کنار ساحل زیر باران بودم آن هم باران پاییزی توصیف کنم وقتی که خیس آب بودم فکر میکردم آسمان هم دلش گرفته وبرای پیشواز من نغمه سرایی میکند ودلش را پیش من باز کرده می خواهد بدیها وغمهای دلم را  بشورد وبه پاکی وآرامش برساند اما دریغا .....من هم دلم میخواست با او  هم نوا شوم  وتاصبح مثل او دیوانه وار ببارم اما تنها نبودم واین مانعی برای خواسته دلم بود دلم  چایی داغ میخواست تا این خواسته را در دل دفن کنم تا با همراهانم بخندم اما چه خنده زورکی....

یاد این شعر زیبا افتادم باز باران با ترانه     با گوهرهای فراوان  میخورد بر بام خانه

به تو مي گويم

 به تو مي گويم با تمام افكارم 

شكستها و نگراني هايت را رها كن بسپار به دست نسيم ......

خاطراتت را نمي گويم دور بريز اما قاب نكن بديواردلت...                 

در جاده ي زندگي نگاهت كه به عقب باشد                                                   

زمين مي خوري و درد ميكشي .......

نه از بي مهري كسي دلگير نه به محبت كسي بيش از حد دلگرم باش ....

به خاطر آنچه كه از تو گرفته شده دلسرد مباش تو چه مي داني ؟

شايد روزي ساعتي بارها آرزوي نداشتنش را ميكردي ....

به تو ميگويم با تمام احساسم

تنها اعتماد كن و خود را به او بسپار ...

هيچ كس آنقدر قوي نيست كه ساعتها بر عكيس نفس بكشد ...

در آينده لبخند بزن ....اين همان جايي است كه بايد باشي ....

هيچ كس تو نخواهد شد آرامش سهم توست.....

به تو ميگويم با تمام وجودم

آرامش سهم ماست  در برگ برگ لحظه هاي زندگي ...

 

 

 

 

قشنگترين جاي زندگي

ميدانيد قشنگترين جاي زندگي كجاست ؟؟          

                                    آنجاست كه به دلتان فرصت  مي دهيد !!!

به دلتان اين جرات را مي دهيد كه دوباره متولد شود وبه زندگي اعتماد كند

  بديها را فراموش كند ....  دلشكستگي ها را به دست نسيم بسپارد ...

بازهم ميگويم سهراب كجايي كه گفتي:  چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

من هم ميگويم دل را بايد شست  جور ديگر باید ساخت.....

خانه تكاني كرد با دستمال آبي خدايي....  بعد دوباره منتظر يك اتفاق ناب خدايي باشد

منتظر يك لحظه ناگهاني خوب و دلنشين  از ورای ستارگان.....

به دل فرصت ميدهيد گذشته را باهمه بديها وخوبيهايش را ببخشد

بسپارد به قاصدكها تا به دور دستها ببرد و بگذارد گذشته در گذشته بماند ....

حال اين دل قشنگترين جاي زندگي است جاييكه از صفر شروع ميكنيد...

جاييكه دو باره متولد مي شويد جايي كه جاي دستمال خدا آنجاست ....  

پس زيباترين جاي زندگيست......

دبي 2017 نمايشگاه بين المللي  GITEX

شرکت Volicopter از تاکسی های هوایی دونفره خود در دبی رونمایی شد این وسیله نقلیه با ۱۸ پروانه الکتریکی برای نخستین بار در آسمان دبی به پرواز درآمد و نخستین سرویس تاکسی پرنده دنیا در این کشور آزمایش شد. این وسیله نقلیه خودران برای حمل دو سفر از نقطه A به B و بدون خلبان طراحی شده است. Volocopter می تواند به مدت ۳۰ دقیقه پرواز کند و حداکثر سرعت آن نیز ۱۰۰ کیلومتر  تصاوير زيباي ديدار از نمايشگاه فردا در ادامه مطلب

ادامه نوشته

معرفي شركت توليد كننده محصولات تراست

شرکت بازاریابی شبکه ای آرمان تدبیر اطلس

شرکت بازاریابی شبکه ای آرمان تدبیر اطلس یکی از شرکت های وابسته به "گروه تولیدی مهلران" (تاسیس 1300) است که در دوم اردیبهشت 1397 به عنوان بیست و هفتمین شرکت بازاریابی شبکه ای ایران، موفق به اخذ پروانه بازاریابی شبکه ای از اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازی ایران گردید و فعالیت خود را از 12 اردیبهشت 1397 آغاز نمود. 

تاریخچه شرکت تولیدی، آرایشی و بهداشتی مهلران

گروه تولیدی آرایشی و بهداشتی مهلران، دارای پیشینه فراتر از ۱۰۰ سال در صنعت شوینده و آرایشی و بهداشتی ایران است.خاندان شماعی ( شماع به معنی شمع ساز)  تا سال ۱۲۹۴ خورشیدی در کارگاه خود به تولید شمع از چربی حیوانی، مشغول بودند.گروه تولیدی مهلران در سال ۱۳۴۱ با اخذ پروانه تولید صنعتی اقدام به راه اندازی کارخانه صنعتی تولید صابون در کشور نمود و همزمان به افزایش تنوع محصولات خود پرداختند.

https://www.atlasme.ir/all-shop

معرفي محصولات: انواع  صابون ها كرم ها وشامپو هاي ديلي ولاكچري  مو وبدن انواع ماسك مو انواع روغن آرگان 

در ادامه مطالب

ادامه نوشته

دبي

يكي از بهترين سفرهايم  به دبي شركت در جشنواره (GITEX TECHNOLOGY WEEK 2017)  سی و هفتمین نمایشگاه بین المللی هفته فناوری اطلاعات  دبی که مهمترین رویداد فناوری در خاور میانه می باشد.این نمایشگاه هیجان انگیز با بیش از 4000 شرکت کننده از هر گوشه دنیا از بهترین راه حل ها,ایده ها و نواوری ها که می تواند جهان ما را که در ان زندگی میکنیم متحول کندبرگزار می گردد. از اهداف حضور بازدیدکنندگان می‌توان به خرید و ارائه سفارش‌های جدید، آشنایی با فناوری ودستاوردهای جدید، شناسایی عرضه‌کنندگان جدید، دیدار با عرضه کنندگان دولتی، تحقیق در مورد گزینه های مختلف خرید، توسعه کسب و کار و حضور در کنفرانس جهانی فناوری اشاره کرد.

موارد قابل ارائه در این رویداد:دوربین منطقه, تکنولوژی لیزر, برنامه های کاربردی موبایل ,خدمات و راه حل های رسانه های دیجیتال, تجهیزات تکنولوژی ,چاپ سه بعدی , رباط ها, تکنولوژی صوتی, لوازم جانبی, بازی های رایانه ای ,سخت افزار و نرم افزار ,خدمات اینترنتی, خدمات فناوری و لپ تاپ و .... می باشد.

از يه جايي به بعد

از يك جايي به بعد آدم سخت ميشه  دلش ميخواد مهربون باشه اما ياد روزايي مي افته كه مهربون بوده باور كرده بوي تند حماقت مي زنه زير بينيش  نمي شه كه مثل سابق بشه مي خواد كه همه رو با يه چوب نزنه اما ميزنه  ميزنه كه نخوره  ......

از يه جايي به بعد يعني درست جايي كه آدم دلش زخم ميشه شايدم واسه آدم احساساتي ...         از يه جايي به بعد بايد اينجوري بشه ، نشه كه نميشه ، نميشه كه يكي يه عمر تو جاده خواب وخيال تخته گاز بره ...

يه حايي بايد يه واقعيت سد راهش بشه  سرش بخوره به سنگ  خواب از سرش بپره  سخت بشه  منطقي بشه  ادم بشه اگه بشه ............

 

اولين روز مهر

شهريور در تابستان تمام شد مي گويند مهر آمد چه خوش خيالند مهر براي من مدتهاست كه آغاز شده

مهر آنهاييكه كه دوستشان داريم و دوستمان دارند  مهر به ماه نيست به مهر به دل است مهرتان پر مهرگاهي چه زود دير ميشود در باز شد برپا !.... برجا!!!

درس اول : بابا آب داد  ماسيراب شديم ....

بابا نان داد ما سيرشديم اما چگونه ....

اكرم وامين چقدر سيب وانار داشتند در سبد مهرباني شان ....

وكوكب خانم چقدر مهمان نواز بود اما حالا ....    چقدر همه منتظر آمدن حسنك بودند....

اكنون حسنك آمد با موهاي روغني وگوشي آيفون

كوچه پس كوچه هاي كودكي را به سرعت طي كرديم و در زندگي گم شديم همه زيبايي ها رنگ باختند....در زمانه ايكه زمين در حال گرم شدن است قلبهايمان يخ زد !!!!!!

نكاهمان سرد شد ودستانمان خسته ....زرد شديم پژمرديم ..وخشك زار زندگيمان تشنه آب شد وسالهاست وقتي پشت سرمان را نگاه مي كنيم  جز رد پايي از خاطرات خوش بچگي نمي يابيم و در ذهنمان جز همهمه زنگ تفريح طنين صدايي نيست ...

و امروز چقدر دلتنگ آن روزها هستيم و هرگز نفهميديم  چرا براي بزرگ شدن اين همه بي تاب بوديم............

عكس

دبي

سلام دوستان يادتونه پارسال اين موقع ها داشتيم براي سفر به دبي آماده مي شديم  اينم هتل مون يادش بخير